سلام به دوستان.مطلب زیر رو بخونید،جالبه:
تفاوت عشق و هوس در ارتباط دختر و پسر یا در ازدواج
۱ – عشق معطوف به غیر از خود است. در حالیکه محور هوس خود فرد و لذت اوست. جملات زیر را مقایسه کنید:
- ( من) دوستت دارم
- ( من) برات می میرم
- (برای من) هیچکس مثل تو نمیشه
- ( من ) همیشه به فکر توام
-( من) را فراموش نکن
- ( من ) از تو رنجیدم
در حالیکه در عشق، توجه به حالتها و لذتهای خود نیست. و خواست و شرایط معشوق جایگزین خودخواهی فرد می شود.
2 – هوس پاسخ به یک نیاز جسمانی و روانی است، مثل نیاز به آب، نیاز به اکسیژن ، نیاز به غذا. ولی عشق فراتر از یک چنین نیازی هست. عشق فراهم آورنده رشد و خودشکوفایی فرد است. لذا فردعاشق خود را خوار نمی کند، کوچک نمی کند. عشق عزت و احترام دارد و این احترام از روی بی نیازی و بزرگی عشق حاصل می شود. شاید در فیلم ها دیده و شنیده باشید که فردی می گوید« من عشق را گدایی نمی کنم».
3 – عشق محدود کننده و زندانی کننده معشوق نیست. عشق آزاد کننده است. اگر فردی را مجبور کنیم که همه علائق ، سلیقه ها و تفکراتش را فقط متوجه ما کند و فقط به ما بیندیشد، او را محدود به خودمان کرده ایم، نه اینکه عاشق خودکرده باشیم. در واقع این عشق نیست، این یک هوس است و ما را وابسته به شخص دیگری نموده است.
4 – عشق با بدبینی و سوء ظن همراه نیست. عشق یک اعتماد است. یک اطمینان است و پس از شناخت رفتار، گفتار و احساسات معشوق، و به جهت یک آگاهی عمیق به وجود می آید. لذا ابتدا اعتماد به وجود می آید و بعد عشق منعقد می شود.
بعضی ها می پرسند «باید اول عاشق شد بعد ازدواج کرد یا اول ازدواج کرد بعد عاشق شد؟!»
در جواب باید گفت: اگر بعد از ازدواج بخواهی عاشق بشوی که کار از کار گذشته است و آن فرد هر خصوصیت یا رفتار و یا افکار و احساسی که داشته باشد، باید تحمل کنید، نام این عشق نیست.
از طرف دیگر بدون بررسی ، شناخت ، تحقیق و ارتباط رسمی چگونه می توان عاشق فردی شد تا در پی آن ازدواج کرد؟ ( یعنی روش عاشق شدن قبل از ازدواج چگونه است)
خلاصه اینکه، طی یک فرایند رسمی که خانواده ها در جریان هستند، و ارتباطات شما آشکار و شفاف هست. با مشورت و بررسی شما و خانواده هایتان از فرد مقابل آگاهی به دست می آورید، تناسب رفتارها، نقاط ضعف ، احساسات و افکار یکدیگر را می سنجید و سایر معیارهای مطلوب را دقیقا ارزیابی می کنید. بدیهی است که اگر این موارد مثبت باشد خواه ناخواه شما عاشق فرد می شوید( نه هوس پیدا کنید).
اما هوس اینست که معمولا به صرف مجاورت ایجاد می شود. همکلاسی، هم محله ای، همکار، فامیل و ...، می بینید، خنده ها و عشوه هایش را حس می کنید، شیطنتها ، بازیگوشی ها، و کلاس گذاشتن هایش را نظاره می کنید، به دلتون می افتد که عاشقش هستید و با خیالات مستمر از او غولی می سازید که فقط بعد از ازدواج شکسته می شود و واقعیت آن روشن می شود. معمولا چنین دو نفری به جای شناخت یکدیگر، انرژی خود را صرف احساسات یکدیگر می کنند، دل میدهند و قلوه می گیرند، هر روز به تعداد زیادی برای یکدیگر می میرند، یا حداقل غش می کنند و تعارفات کلاس بالا نصیب هم می کنند، از وجود یکدیگر ممنون می شوند، از هم زیاد تشکر می کنند، با مطالعاتی که در مورد مخ زنی دختر یا پسر در اینترنت یا ....آموخته اند سعی می کنند طرف مقابل را شیفته خود سازند ( به هر قیمتی)به هم زیاد کادو می دهند، متون ادبی جالب ، آهنگهای احساس نواز، و مبالغه های غیر عقلانی به یکدیگر پیشکش می کنند، کم کم نقش پدر، مادر، دوستان، همکاران و ... را حذف کرده و همه را یک جا به محبوب خود پیشکش می کنند، و وقت خود را یا با او پر می کنند یا با خیالات او سر می کنند و در خیالات خود او را تک ستاره ای می دانند که آسمان قلب آنها را نورانی می کند، بدون او زندگی معنی و مفهوم و شور خود را از دست می دهد. او یک انسان نیست، یک فرشته است، او هیچ عیبی ندارد، و فقط و فقط مهر و عشق و صفا و نقاط مثبت است. تصور از دست دادن او ، کابوسی وحشتناک هست. مفعول شعرهای تمام ترانه های شاد و غمناک به نوعی به محبوب آنها بر می گردد، واینگونه این احساسات غیر قابل کنترل می شود ، در حالیکه عشق همانطور که گفته شد، فرایند مشخصی از آگاهی می باشد. منظور این نیست که از احساس تهی باشد، نه ، اما احساس یکی از پارامتر های مهم در کنار پارامترهای آگاهی هست که نمی تواند جای خالی دیگر خصیصه ها را پر کند.
احساس انفجار آمیز در رابطه ها منجر به تحریف واقعیت ها شده و آنقدر آب را گل آلود می کند که خود فرد به هیچ وجه قادر به شناخت صحیح طرف مقابل خود نیست. و پس از فروکش کردن احساست، پس از ازدواج ، تفاوت میان خیالات خود و واقعیت ها را درک می کنند.
5 – عاشق، خود را ملزم می داند که حریم عشق و معشوق را رعایت کند و هنجارها را به نفع لذت خود نمی شکند. عاشق در پی کام گرفتن از معشوق، پیش از آنکه این حریم کامل و رسمی شود، نیست. باید کانون خانواده شکل گیرد و انعقاد پیمان زناشویی انجام پذیرد و طرفین مسئولیت زندگی و تعهد کامل را نسبت به هم بپذیرند. هر گونه خلوت، لمس و ارتباطی که جنبه لذت جویی داشته باشد (قبل از تعهد کامل زناشویی و در چارچوب قانون)، صرفا آسیب پذیری عشق را به همراه دارد و این آزمایش کردن عشق نیست، بلکه سیراب کردن هوس و عطش شهوانی است.
6 – چنین مواردی از نشانه های هوس هستند: زودرنجی، قهر و آشتی ، دل خوری، نگرانی، تردید ، عجله در به نتیجه رسیدن، امروز و فردا کردن، زبان بازی کردن، با چند نفر ارتباط صمیمی وعمیق عاطفی گرفتن، رویاپردازی در مورد فرد، چشم پوشی از نقاط ضعف آن شخص و ... ، همه از نشانه های هوس است، در حالیکه عشق ، قامتی رعناتر، بزرگتر ، قوی تر و منحصر به فرد دارد و از همه مهمتر آرامش بخش است و نگرانی از درست رفتن، ندارد. عشق هایی که نگرانی آفرین، اضطراب آور و دمدمی مزاج و به ظواهر فرد بستگی دارد، همان هوسها هستند که « محور من» در آنها قوی است . یعنی فرد همه چیز را برای خودش می خواهد ، نه معشوق
7 – عشق پیش نیاز لازم دارد.
یعنی فرد باید رشد کند و از مراحلی بگذرد تا نوبت به عاشق شدن برسد. کسی که هنور با والدینش درگیر است، سازگاری با همکاران ندارد، رابطه صمیمانه ای با دوستانش ندارد. افسرده و مضطراب است، تصمیم های مهمی در زندگی نگرفته یا به اجرا در نیاورده است، از این شاخه به آن شاخه می پرد، هدف زندگی خود را شفاف ترسیم نکرده است. و حتی در انتخاب هنجارها به انتخاب ثابتی برای وضع ظاهری ، پوشش و نحوه رفتارش نرسیده است و مردد بوده و روز به روز شکل به شکل می شود و هویت خود را نیافته است، مانند کودک پیش دبستانی است که برای اردو به دانشگاه رفته باشد، او هرگز نمی تواند در نقش دانشجو باشد. حتی اگر بر روی صندلی های دانشگاه بنشیند. لذا عشق پس از بلوغ عاطفی ، بلوغ اجتماعی، بلوغ فکری، بلوغ روانی و ...، پیدا می شود، در غیر این صورت فقط هوس خامی بیش نیست.
8 – عشق باید یک وحدت و یکپارچگی بین شما ، افراد و همه هستی ایجاد کند. اگر رابطه دختر و پسری، با پنهان کاری، تعارض ، درگیری با دیگران، احساس گناه، اضطراب، تردید، و قطع روابط اجتماعی با دیگران، مشکل در شغل ، تحصیل ، روابط خانوادگی و ...، همراه هست باید مطمئن شد که هوس، خود را به جای عشق به آنها معرفی کرده است. و چنین شروعی برای رابطه، پایان هایی به مراتب دردناکتر و فجیع تر به همراه دارد.
دشمن دیرین عقل
عفت و پاکدامنی، نتیجه مبارک تقوای الهی و مایه ارزش معنوی و نزدیکی به خداوند است. این حالت پسندیده و فضیلت برتر روحی - اخلاقی، در دوران جوانی مایه زیبایی درون و اهل آن سزاوار ستایش است. در دوران جوانی، کشور جان در معرض هجوم لشکر شهوت است و عفت، تنها نیروی محافظ آن. پس جوان باید با تقویت این نیرو، پیروز این میدان مبارزه شود. یکی از مشکلات اساسی دوران جوانی، کنترل غرایز است؛ غرایزی که بر اثر رشد جوان کمکم طغیان میکند و همه وجود او را در دام خود، اسیر و او را از هرگونه حرکت سازنده باز میدارد. جوانی که از ارزش و بهای لحظههای جوانی آگاه است، هرگز از آینده خود بیخبر نمیماند و در راه خودسازی و اصلاح نفس به سختی میکوشد. و تلاش ورزیدن در این راه از سفارشهای پیاپی و مؤکد ائمه دین است.

رویارویی شهوت و عقل، در جوانی
نیروی غریزه جنسی، برای بقای نسل و ادامه حیات، در سرشت آدمی به ودیعه نهاده شده است. نیز در دوران جوانی که دوره رشد همه جانبه انسان است، غرایز انسانی و در رأس آنها غریزه جنسی رشد چشمگیری مییابد. طغیان برخی غریزهها به ویژه غریزه قدرتمند شهوت، جوان را با بحران رو به رو میسازد و فکر و دل جوان را به خود مشغول میکند. همچنین نیروی عقل و اندیشه را در انزوا قرار میدهد و راه حق و حقیقت را میبندد. امام معصوم علیهالسلام به این موضوع، چنین اشاره میکند: «هوای نفس، قویترین نیروی مسلط بر انسان است و همین نیروست که انسان را از حق باز میدارد».نیروی شهوت و هوای نفس، دشمن دیرین عقل است و با طغیان گری خویش، عقل را اسیر میسازد، چنانکه حضرت امیرمؤمنان، علی علیهالسلام بارها همگان را به این امر توجه میداد که: «کمْ منْ عقْل أسیر تحْت هوی أمیر؛ چه بسیار عقل اسیری که زیر دست و گرفتار هوایی است که امیر و فرمانده است».
بر اثر این آسیب، برخی جوانان در دوران جوانی دچار گونهای ناهماهنگی رفتاری و ضعف عقلی میشوند و از این رهگذر، به نوعی بیبندوباری و بیقیدی تن میدهند. در این دوران، نیروی شهوت با قدرت و شدت تمامتر، روح جوان را تسخیر میکند و او را به بیراهه میکشاند. دراین باره، این سفارش گرانسنگ حضرت علی علیهالسلام شایسته توجه و اندیشه است که: چیرگی شهوت، مایه از بین رفتن نیروی بازدارنده در برابر گناه، و عامل نابودی است. شهوت یک نیروی استعماری درونی است که جسم و جان را به خدمت میگیرد و راه را بر رشد و تعالی انسان میبندد.
پیآمدهای طغیان غرایز و چگونگی مهار آن
برخی از گناهان که در پی طغیان غریزه شهوت دامنگیر جوانان میشود، اثر بسیار ناگواری بر دستگاه مغز و اعصاب جوان بر جای میگذارد. در صورت زیادهروی جوان در پیروی از غریزه جنسی، سلولهای مغزی و قدرت اندیشه و حافظه او از بین میروند. یکی از گناهانی که آثار بسیار خطرناکی بر روی جسم و روح عامل میگذارد، گناه خودارضایی است. برای غلبه بر نیروی شهوت و رهایی از این عادت ناپسند، گفته کانت تأمل برانگیز است، او میگوید: هیچ چیز مانند خودارضایی، ذهن و جسم را ضعیف نمیکند و این نوع شهوترانی، به کلی با طبیعت آدمی مغایر است، این موضوع قدرت جسمی جوان را تباه خواهد کرد با این کار، سبب پیری زودرس و صاحب عقلی واقعا ضعیف خواهد شد.
در آموزههای دینی و اخلاقی، برای چیرگی بر نیروی شهوانی، هشدارهایی داده شده است که از آن جملهاند: آگاهی از پیآمدهای شوم آن، توکل بر یاری خدا، برخورداری از اراده و توان خدادادی و تقویت اراده، همراهی با دوستان آگاه و دل سوز و باوفا و دوری از تنهایی، تقویت نیروی عقل و اندیشه سالم و ایجاد چالش های ذهنی در موضوعات علمی و آموزشی، بهرهگیری از تخصص افراد کارشناس و آگاه، توجه عمیق به امور عبادی و عملی، و ارتباط پیوسته با خدا، توجه به ورزش، دوری از پرخوری و گرایش به روزهگرفتن و کم خوری و عنایت ویژه، ایجاد پاداش های درونی و تنبیه شخصی. رعایت و اهتمام همیشگی این دستورها نه تنها مایه رهایی از وسوسههای جوانی میشود، بلکه روح جوان را پالایش، اراده او را محکم و فکر او را جلا و قلب او را صفا میدهد.
غریزه جنسی؛ نگاه ابزاری یا استقلالی
در میان خواستهها و غرایز موجود در نفس بشری، غریزه جنسی، آشکارتر و نمایانتر است. در نگاه استقلالی به غریزهها و شهوتها، هر اندیشه و عمل و راهی که به مطلوب غریزی بینجامد، جایز و روا شمرده میشود. چشمچرانی، خودارضایی، میل و گرایش به دیدن صحنههای مهیج و مانند آن، نتیجه نظر استقلالی به غریزه جنسی و در حقیقت، نادیده گرفتن مرتبه انسانی بشر است. بر اثر همین نگاه، برخی از افراد همه چیز را در دایره مادی، جنسی و شهوی دنبال میکنند و میکوشند از هر راه ممکن به خواستههای خود برسد. در مقابل این نگرش، نگاه ابزاری به غریزه جنسی وجود دارد که آن را عاملی برای رشد انسانی و ابزاری برای رسیدن به کمال و آراستگی به ویژگیهای برجسته اخلاقی میشمارد. در این حال، به خواستههای شهوانی، در دایره عقل و شرع پاسخ داده میشود. امام علی علیهالسلام میفرماید: عاقل، کسی است که در راه اطاعت پروردگار، با هوای نفس مخالفت میکند.
و در رهنمودی دیگر فرمود: گرایشهای شهوانی، از حیطه اختیار خارج است، ولی هدایت و جهت دهی به آن و شیوه به کارگیری آن، به چگونگی اراده و اختیار آدمی مربوط است. در مجموع، نگاه ابزاری به غریزه جنسی و استفاده درست از آن، بسیار سازنده است، ولی نگاه استقلالی به خواهش جنسی و خارج ساختن آن از دایره عقل و دین، هر چند لذتهای شهوانی به همراه دارد، به قیمت تباهی مرتبه انسانی و از دست دادن فضیلت تمام میشود.

کسی که با خداوند پیوند دارد، از لذت برتر؛ یعنی جمال محبوب و محبت به او بهرهمند میشود و به آسانی در دام شهوتها گرفتار نمیآید. در صورتی که انسان رشته پیوند خود را با خداوند، محکم و در هر حال به او تکیه کند، به راحتی در دام شهوتها و انحرافها نمیافتد.
منبع تبیان
در زیر مطالب نسبتا کاملی درباره تنبلی هست که فکر کنم میتونه به کسی که تنبل باشه کمک کنه.
تنبلی
فهرست مطالب:
شناخت و تعریف تنبلی
چند نمونه از اهمال كاری و تنبلی متداول
روشهای غلبه بر تنبلی
نکات
**شناخت و تعریف تنبلی
چند تا جمعه به خاطر دو ساعت خواب بیشتر، برنامه کوهنوردیتان را بههم زدهاید؟
چند تا ایده و فکر بکر داشتهاید که به خاطر بیحوصلگیتان به دست فراموشی سپرده شدهاند و فرصت نکردهاند به عمل تبدیل شوند؟
آیا شما اهل اهمال و دفع الوقت هستید؟
اگر شما نیز مثل بسیاری از آدم ها باشید، پاسختان مثبت است. اما این احتمال هست كه شما نخواهید با اضطرابات حاصل از زندگی اهمال كارانه سر كنید. ممكن است بیشتر كارها را در حالی كه میل به انجامشان دارید به تعویق بیندازید، و به دلایلی به طفره رفتن و تعلل ورزیدن ادامه دهید. این روال مسامحه كاری از جنبه های بسیار خسته كننده زندگی است. اگر شما به سختی گرفتار این حالت باشید كمتر روزی می گذرد كه نگویید «می دانم باید آن كار را سامان دهم، اما باشد برای بعد.» گناه این نقطه ضعف را به سادگی نمی توان متوجه عوامل بیرونی دانست. تعلل ورزیدن و ناراحتی های حاصله از آن تماماً به خود شما بستگی دارد
در دنیای اسرارآمیزي که هر روز همه چیز در حال حرکت و تغییر و تحول است، به نظر میرسد ما آدمها شاگرد اولهای کلاس تنبلی باشیم. هر چقدر هم که بگویید کارتان سخت است و بهتر از نسلهای قبل کار میکنید اما واقعیت این است كه تنبلی و میل به سکون در این دوره بیشتر از دورههای قبل گریبان آدمها را گرفته است.
بقیه در ادامه مطلب.....
ادامه مطلب
سلام.توی دو پست قبل تر در مورد روز پنجاه و یکم تا نودم ترک نوشته بودم. یعنی قراربود از روزپنجاه و یکم تا نودم (40روز)در مورد" ترک برای همیشه" چیزی ننویسم.به نظرم این چهل روز یه کم طولانی میشد .برای همین این پست رو 10 روز زودتر نوشتم که پست قبلی بشه از روز پنجاه و یکم تا هشتادم ترک و توی این پست از روز هشتاد و یکم تا صد و پانزدهم ترک رو مینویسم.
چیزایی که برای این 35 روز به نظرم حتما لازمه بدونید ،اینا هستن. البته نمیخوام مطالب تکرای بگم.فقط نکات مهم رو یادآوری میکنم:
**به نکات وموارد مراحل یک و دو وسه وچهار "ترک برای همیشه" حتما حتما توجه کنین.
**چون به کمک خدا تا اینا تونستیم تا روز هشتادم بیایم و هشتاد روز هست که خود... انجام نشده پس الان یه انرژی خیلی قوی به خاطر انجام ندادن خود... توی بدن ذخیره شده.نکته خیلی مهمی که خدایی نکرده امکان داره باعث لغزش بشه، دیدن عکس و ... ناجوره که میتونه به سادگی ترک رو بشکونه.پس اگه قراره ترک ادامه داده بشه ،باید حتما حتما دیدن وخوندن هر عکس و مطلب و فکر و... تحریک کننده حتما ترک بشه.
** برای راحت تر ترک کردن و اطمینان از اینکه ترک خراب نشه، ما علاوه بر اینکه چشم و گوش خودمونو از دیدن و شنیدن چیزای تحریک کننده دور میکنیم به نظرم بهترین ومهمترین کار اینه که فکرمونو هم کنترل کنیم وهرچی فکرناجور و... هست و از ذهنمون پاک کنیم و به هیچ عنوان فکرناپاک به سرمون راه ندیم چون با سری پر از فکرای آلوده ترک رو برای خودمون سخت و سخت تر میکنیم وامکان لغزش هم بالا میره!!!!! .
و.....
یه گلگی هم از دوستان دارم. توی پستایی که مربوط به "ترک برای همیشه"مشارکت و نظر دهی کمه.نظر ،تجریه و انتقاد و پیشنهادتونو بدون تعارف بگین.![]()
![]()
![]()
شاید اینو نباید بگم ولی میگم. اکثر ماها اگه یه مطلبی که هر نوع احساساتمون رو تحریک کنه( مثل ناراحتی
،عاطفه
، خشم
،نفرت
،دوست داشتن
،روکم کنی
، کل انداختن
و...) رو بخونیم 200 تا نظر براش میدیم ولی معمولا اگه مطلبی رو که میخونیم خالی از احساس باشه (هرچقدر هم که مفید و کاربردی باشه) معمولا نظری نمیدیم. چرا معمولا اینطوری هستیم؟؟؟؟؟ ![]()
فعلا ......... .
روزي روزگاري يك هيزم شكن خيلي قوي براي كار سراغ يك تاجر الوار رفت تاجر او را استخدام كرد. و دستمزد خوبي برايش تعيين كرد و همچنين شرايط كاري بسيار خوب بود. بنابراين هيزم شكن ما تصميم گرفت كارش را به نحو احسن انجام دهد، تا محبت صاحب كار خود را جلب كند. رئيس جديد به او يك تبر داد و محل كارش را نشان داد. روز اول هيزم شكن 18 درخت را قطع كرد. رئيسش به او تبريك گفت و از او خواست به همين روش به كار خود ادامه دهد. تاجر بسيار هيجان زده بود تا ببيند روز بعد هيزم شكن چند درخت قطع مي كند. اما روز بعد او توانست فقط 15 درخت را بيندازد. روز بعد هيزم شكن تلاش خود را بيشتر كرد. ولي فقط 10 درخت قطع كرد. هر روز با همه تلاشي كه مي كرد تعداد كمتري درخت ميتوانست قطع كند. هيزم شكن با خود فكر كرد من بايد قدرت خود را از دست داده باشم. بنابراين پيش رئيس خود رفت و از او معذرت خواهي كرد. و گفت نمي دانم چه اتفاقي افتاده است كه هر روز توانايي من در قطع درختان كمتر ميشود.
تاجر در جواب پاسخ داد: « آخرين باري كه تبر خود را تيز كردي كي بود؟ »
هيزم شكن پاسخ داد: تيز كردن؟ من وقتي براي تيز كردن تبر نداشتم چون خيلي مشغول ...
در اين لحظه هيزم شكن به فكر فرو رفت و در كمال شرمندگي به اشتباه خود پي برد.
آيا شما هم تبر زندگي خود را تيز ميكنيد؟ آيا اطلاعات خود را به روز ميكنيد؟ آيا زماني را براي انديشيدن و بررسي آنچه انجام دادهايد ميگذاريد؟ آيا نتايج كارهاي خود را تجزيه و تحليل ميكنيد؟ آيا بدنبال راهي موثرتر براي مشكلات فعلي هستيد؟؟
منبع:مشاوره و راهنمایی
سلام به همه دوستان به خصوص اونایی که تا این مرحله از" ترک خود ارضایی برای همیشه " رو اومدن. بازم میگم که میدونم ،ترک کار ساده ای نیست ولی میشه ترک کرد و به خدا اثرات مثبتشو می بینید. به کمک خدا واراده خودمون این دفعه میخواییم تا روز نودم جلو بریم.
چیزایی که برای این ۳۰ روز به نظرم لازمه بدونید اینا هستن:
**بازم حتما حتما حتما به نکات وموارد مراحل یک و دو وسه ترک برای همیشه توجه و عمل کنین.
**نکته مهم مهم که توی مرحله سه اونو گفتم ولی چون خیلی مهمه که باز باید بگم و تکرار کنم مسئله مغرور شدنه. بازم میگم که به هیچ عنوان به خاطر این ۸۰ روزی که ترک کردین مغرور نشین و فکر نکنید که دیگه برای همیشه ترک کردین.کافیه خدایی نکرده یه خطای کوچیک ازتون سر بزنه اون وقت میبینید که ترکتون خراب شده و برگشتین سر خونه اول.بدونید که هیچ کس نمیتونه بگه من برای همیشه ترک کردم حتی کسی که مثلا 200-300 روز هست که ترک کرده .چون اگه حواسمون جمع نباشه همیشه امکان خطا وجود داره.پس همیشه به اندازه روزهای اول ترک مراقب همه چیز باشیم.
**قبلا هم گفته بودم(توی پست پله پله تا قله) ،این مسیری که ما داریم طی میکنیم مثل کوهنوردیه. هرچی که جلوتر وبالاترمیریم مناظزقشنگتری میبینیم(موفقیتهامون)ولی درمحل خطرناکتری قرار میگیریم چون ارتفاع مون نسبت به زمین داره بیشتر و بیشتر میشه. کسی از ارتفاع10متری پرت بشه پایین نسبت به کسی که ازارتفع100متری پرت میشه خیلی بیشتر آسیب میبینه.پس صد درصد مطمئن باشین که اگه کسی مثلا تاروزصدم ترک جلوبیاد وخدایی نکرده ترکش خراب بشه خیلی بشیترازکسی که مثلا 10روزترک کرده وترکش خدایی نکرده خراب شده دچارآسیب میشه.پس حواستون باشه که پاتون نلغذه!!!!!(البته اینو هم بگم که اگه خدایی نکرده خدایی نکرده پای کسی لغزید ،درسته ناراحتی واعصاب خوردی داره ولی به هر حال کاری که نباید اتفاق می افتاد ،اتفاق افتاد، بهترین کار در چنین مواقعی اینه که خیلی سریع باز توبه کنین و دوباره یه ترک جدید که در اون اشتباهات گذشته نباشه رو شروع کنین).
***یه حس خیلی خطرناک هم که شاید سراغ بعضی هابیاد اینه که شاید با خودشون بگن که :
" قبلا فکر میکردم که باترک خودارضایی همه مشکلام برطرف میشه و من که مثلا70روزهست که ترک کردم ولی اون توقع وتغییری که به خاطر ترک کردن منتظرش بودم بهش نرسیدم." این حس بسیاربسیارخطرناک ومخربی برای ترک کردنه که اصلا نباید بهش فکر کرد.من که قبلا هم گفته بودم که از ترک خودارضایی توقع معجزه مستقیم و خیلی سریع نداشته باشین.باید صبرداشته باشین و باور کنید که بعدازترک خواهید دید که به کمک خدا واراده و برنامه ریزی خودتون به هرچیزی که میخواین میرسین و میبینید که حتما حتما ترک میتونه در بلند مدت معجزه باشه.![]()
**نکته مهم دیگه ای که بازم باید توی این مرحله گوشزد کنم اینه که هر چقدر که توی مسیر ترک جلو تر میرید به هیچ عنوان دنبال ماجراجویی نباشید. مثلا با خودتون نگید بذار چندتا عکس ناجور ببینم و بعد ببینم چقدر مقاوم و با جنبه شدم؟ .اگه این کارو بکنید احتمال زیادی وجود داره که خدایی نکرده پاتون بلغذه. هر چند میدونم که این کارو نمیکردین ولی گفتن و تذکر دادنش ضرر نداره. برای همیشه بی خیال هرچی عکس ناجور شدن اینقدرها هم سخت نیستا!!!
**چون خداروشکر الان حداقل بیش از 50روز هست که ترک کردین وبه خاطر ترک باعث شده که انرژی مون بیخودی هدرنره و برای اینکه بتونین این انرژی رو از راه درستی مصرف کنید ودر نتیجه راحتتر هم بتونین ترک کنین ودرضمن جربان ضعف بدنی گذشته رو هم که به خاطر خود ارضایی متحملش شدین رو بکنین به نظر مصرف و تخلیه انرژی اضافی بدن از راه ورزشه.اینطوری خیلی زودتر هم میتونین توی ورزشی که انجام میدین موفق بشین.اگه بتونین برای ورزش مورد علاقه تون به باشگاه که عالیه اگر هم نمیتونید(وقت ندارین و..)حداقل تو خونه هم میشه ورزش معمولی مثل دو و... رو انجام داد.حتما این کارو هم انجام بدین.من که این کارو میکنم.
تا روز هشتاد و یکم منتظر باشین و بازم برای مراحل بعد حرفای مهم و تازه ای دارم، انشاالله اونارو۳۰ روز دیگه میگم.
و...
راستی حتما نظر یادتون نره ، برای مراحل بعدی و برای اینکه مطالب مفیدتر باشه بیشتر به نظرا و تجربه های شما احتیاج دارم.
فعلا خدا نگهدار.![]()
![]()
پند لقمان حکیم به فرزند
ای جان فرزند، هزار حکمت آموختم که از آن ،چهارصدحکمت انتخاب کردم و ازآن چهارصد ،هشت کلمه برگزیدم که جامع کمالات است:
دوچیز را هرگز فراموش نکن:
1.خدا را 2.مرگ را
دو چیز را همیشه فراموش کن:
۱.به کسی خوبی کردی 2.کسی به تو بدی کرد
واما چهار کلمه دیگر:
به مجلسی واردشدی زبان نگه دار.
به سفره ای وارد شدی شکم نگه دار.
به خانه ای وارد شدی چشم نگه دار.
به نماز ایستادی دل نگه دار.
سلام.این دفعه میخوام تا روزپنجاهم بریم جلو.میدونم ترک کار ساده ای نیست.یه وقت نگین که من دلم خوشه و همینطوری میگم ترک کنید.نه، من و همه دوستان وبلاگ نویس هم ،مثل خودتون هستیم و میدونیم کسی که داره ترک میکنه چه حس و حالی داره(چون این قسمتها و روزای مسیر ترک رو به کمک خدا گذروندم و دارم چاله های راه رو براتون میگم تا راحت تر و مطمئن تر ترک کنید).تازه به نظرم فشار ترک مثلا برای یه شخص مجرد 25 ساله بیشتر از یه شخص مجرد مثلا 20ساله هست.پس بدونید که حس و حال و فکراتونو خوب خوب درک میکنم.به هر حال من که الان حدودا 24 سالمه و میبینم اینقدر چیزای بسیار مهم تری توی زندگی وجود داره که برای رسیدن به اونا راهی جز ادامه راه ترک وجود نداره.
خب چیزایی که برای این 25 روز به نظرم لازمه بدونید اینا هستن:
*بازم حتما به نکات وموارد مراحل یک و دو توجه و عمل کنید.
*به هیچ عنوان به خاطر این 50 روزی که ترک کردین مغرور نشین و فکر نکنید که دیگه برای همیشه ترک کردین.کافیه خدایی نکرده یه خطای کوچیک ازتون سر بزنه اون وقت میبینید که ترکتون خراب شده و برگشتین سر خونه اول.بدونید که هیچ کس نمیتونه بگه من برای همیشه ترک کردم حتی کسی که مثلا 200-300 روز هست که ترک کرده .چون اگه حواسمون جمع نباشه همیشه امکان خطا وجود داره.پس همیشه به اندازه روزهای اول ترک مراقب همه چیز باشیم.
*یه نکته مهم دیگه که توی این مرحله و مراحل بعد باید گوشزد کنم اینه که هر چقدر که توی مسیر ترک جلو تر میرید به هیچ عنوان دنبال ماجراجویی نباشید.مثلا با خودتون نگید بذار چندتا عکس ناجور ببینم و بعد ببینم چقدر مقاوم و با جنبه شدم.اگه این کارو بکنید احتمال زیادی وجود داره که خدایی نکرده پاتون بلغذه. هر چند میدونم که این کارو نمیکردین ولی گفتن و تذکر دادنش ضرر نداره. برای همیشه بی خیال هرچی عکس و ... ناجور شدن اینقدها هم سخت نیستا!! حیف این چشم و قلب نیست که آلوده و ناپاک بشه؟؟
*اگه یه وقت دیدین فشار زیادی داره بهتون وارد میشه میتونید به یه مجلس دعا (دعای توسل یا کمیل یا...)برید و با خدا درد دل کنید و ازش کمک بخوایین.خدا هوامونو داره و بهمون صبر و آرامش میده.
*مطمئن باشید و ایمان داشته باشید که با طی کردن این مسیر به بزرگی و پاکی وعزت و پیشرفت وخوشبختی میرسید.این راه راهیه که خداپاداش بزرگی براش گذاشته . مبارزه با نفس ،جهاد اکبره.فقط یه کم صبور باشید ، خودتون کم کم نتایجش رو میبینید.
تا روز پنجاه و یکم منتظر باشین چون برای مراحل بعد بازم حرفای مهم و تازه ای دارم که اون موقع خیلی بیشتر به دردتون میخوره که بدونیدشون.
و...
نظر یادتون نره.دفعه بعد به کمک خدا از روز پنجاه و یکم ادامه میدیم.فعلا خدا نگهدار...
سلام.ببخشید که یکی دو روز دیر اومدم.نمیدونم چند نفر این سری ترک رو که دارم مینویسم دنبال میکنم.ولی من به کمک خدا مرحله به مرحله ترک رو توی دوره های چند روزه میگم وهمینطور ادامه میدیم.شاید برای آخرین باری باشه که توی این وبلاگ به اینصورت در مورد ترک میگم.چون ترک اینقدرا هم سخت نیست و شاید اینقدرا هم لازم نباشه بزرگش کنیم و در موردش بگیم.کسی که واقعا بخواد ترک کنه ، با دونستن مضرات و راههای ترک وکمک خدا و تصمیم قاطع خودش ، صد در صد میتونه ترک کنه.به هر حال امیدوارم اونایی که دارن این سری ترک رو دنبال میکنن تا اینجای کار موفق بوده باشن و تونسته باشن ده روز رو پاک و بدون لغزش گذرونده باشن و آماده باشن برای شروع مرحله دوم یعنی روزیازدهم تا بیست و پنجم ترک.
الان میخوام در مورد روز روزیازدهم تا بیست و پنجم ترک بگم.در مورد چیزایی که توی این دوره ترک دونستنش لازمه.
*به همه مطالب مرحله اول ترک برای همیشه ، عمل کنید.همیشه از خدا کمک بخواید و دعای هر روزتون این باشه که خدایا کمکم کن.
*هر روز به هدفهای بزرگی که میخواید بهش برسید فکر کنید و بدونید تنها راه رسیدن به هدفای بزرگ ترک خودارضاییه.
*چون تا الان بیش از ده روز هست که ترک کردین و تازه اول راه هم هستین ، امکان محتلم شدن (جنب شدن در خواب)برای پسرا وجود داره.اگه محتلم شدین نمیخواد نگران باشین. محتلم شدن یه چیز طبیعیه.چون امکان داره کیسه های منی پر شده باشن واصلا هم قرار نیست که از راه خود ارضایی تخلیه بشن، پس اگه بدن به اون احتیاج نداشته باشه، توی خواب به صورت محتلم شدن خارج میشه.حالا یه نکته مهم اینه که اگه کسی توی خواب محتلم شد بعدش ناراحت نشه و بگه حالا که محتلم شدم بذار یه خود ارضایی هم بکنم.به هیچ عنوان دیگه دست به خودارضایی نزنید. در یه صورت آدم باید به خاطر محتلم شدن توی خواب ناراحت بشه.اگه کسی به خاطر دیدن عکس یا فیلم یا فکر بد، توی خواب محتلم شده باشه واقعا جای ناراحتی و تاسف داره. البته اگه چشم و دل و فکر هم پاک باشه کم کم دفعات محتلم شدن توی خواب هم خیلی کم میشه.
*حلا که توی مسیر ترک هستین خیلی به خودتون سخت نگیرین و هر روز، تعداد روزهایی رو که ترک کردین رو نشمارید.اینطوری زمان دیر میگذره و کارتون سخت میشه.اگه این کارو کنید میشه مثل کسی که مدام داره به ساعتش نگاه میکنه و زمان براش دیر میگذره و انتظار براش سخت میشه.باید کم کم طوری بشید که فراموش کنید چیزی به نام خود ارضایی هم وجود داره.باید بشید مثل موقعی که هنوز نمیدونستید خودارضایی چی و چگونه است.
*یکی از دوستان توی پست مرحله اول ترک در مورد موهای زاید بدن(آلت) حرف جالب زده بودن که منم اونو تایید میکنم.گفته بودن که اگه یه مدت، مثلا 5-6 ماه موهای زاید بدن زده نشه رشدش متوقف میشه.ایشون گفته بودن که حدود ده ماه هست که موی بدنشونو نزدن و 3-4 ماه هست که دیگه موهای بدنشون رشد نداره.من بازم حرف این دوست رو صد در صد تایید میکنم. شاید مقایسه قشنگی نباشه ولی تاحالا به این فکر کردین که چرا موهای ابرو یا مژه و یا حتی موهای دست و پا، از یه حد مشخصی بلندتر نمیشن؟چون هر مو یه مدت عمر مشخصی داره( مثلا فقط چند).پس تا بخواد از یه حد مشخصی بلندتر بشه عمرش تموم میشه و میوفته.موهای زاید بدن هم همینطورن.اگه یه مدتی زده نشن از یه حدمشخصی بلندتر نمیشن و بعدش عمرشون تموم میشه .امتحان کنید.اگه موهای زاید بدن زده نشه کمتر تحریک کننده هستن.فقط حالا که قراره موهای زاید بدن رو اصلاح نکنید باید اونارو تمیزترنگه دارید .تصمیم با خودتونه.
*وقتی میرید حمام تاجایی که میتونید زود از حمام خارج بشین.
*راستی برای اینه کمتر تحریک بشین و بتونید بر هوس غلبه کنید و در ضمن کمتر هم توی خوای محتلم بشین تا جایی که میتونید سعی کمتر غذاهای محرک مثل موز و پیاز و...بخورید.
یه عالم حرفای دیگه دارم که توی مراحل بعد بیشتر به دردتون میخوره و توی مراحل بعد میگمشون.خیلی محکم و با اراده روز یازده تا بیست و پنجم ترک رو هم پشت سر بذارین تابه کمک خدا بعد ازپانزده روز دیگه مرحله سوم ترک برای همیشه ، رو شروع کنیم.راستی یه مقدار کم نظر میدینا!!!نظرای شما میتونه این مطالبو کاملتر و پربارتر کنه.از نظراتون توی مطالب همون مرحله یا مرحله بعدش استفاده میکنم. به کمک خدا و اراده خوتون مراقب خودتون باشین تا به هدفاتون برسین.فعلا خدا نگهدار...
فهرست کتاب:
۱ _ به خودتان عشق بورزید.شرط اصلی اعتماد به نفس خود شیفتگی است و اساسی ترین مانع اعتماد به نفس خود شکنی است.
۲_ از خودتان به خو بی یاد کنید. شما باید با خود صادق باشید.جنبه های مثبت ومنفی خود را تواما در نظر بگیرید .اما به جنبه های مثبت توجه بیشتری داشته باشید تا با تکیه بر آنها توان و انرزی بیشتری برای مقا بله با جنبه های منفی پیدا کنید.
3_ خود را تشویق و ستایش کنید. به خاطر کوچک ترین کار خوبی که انجام میدهید خود را ستایش و تشیق کنید
4_با جسم خود خوب رفتار کنید. چگونگی رفتار شما با جسمتان بیش از هر چیز دیگری میزان خود شیفتگی شما را نشان میدهد.اگر واقعا خودتان را دوست داشته باشید از هر آنچه که به جسم و تت شما آزار میرساند دوری میجویید (مثل پر خوری سیگار و ....)
5_ سلامت باشید . اعتماد به نفس شما تا حد فراوانی به میزان سلامت جسم و روح شما بستگی دارد.
6_بیماری یعنی: نیاز به توجه دیگران.
7_فدا کاری بیش از حد :عدم توجه به خود.
8_ اعتماد به نفس خود پرستی نیست.
9_به خود برسید (به ظاهر و لباستان . حتی وقتی در خانه تنها هستید)
10_احساس شایستگی کنید کنید.این احساس ممکن نیست در ما به وجود آید مگر انکه به موجودییت خود پی ببریم و توانایی های خود را بشناسیم.
11- از مواهب الهی لذت ببرید (از تفریحگاه ها مکان های سر گرمی ورزش مورد علاقه و ....)
12_احساس گناه بزرگترین مانع اعتماد به نفس است
13_ خود و دیگدان را سر زنش نکنید.
14_بین و ذهنییت مثبت داشته باشید .
15_اصل نگهداری.یعنی اجتناب از اندیشه منفی بیان منفی و توجه به انتقاد های نا به جای دیگران و کار های خود شکنانه .
16_غلبه بر ترس.
17_همیشه در جیب خود پول داشته باشید .
18_آنچه دارید را به خود یاد آوری کنید(سلامتی انرزی تحصیلات (حتی سواد خواندن و نوشتن) سر پناه خانواده دوستان و ....)
19_ در پی کسب موفقییت باشید هر چند کوچک.
20_همیشه تبسمی بر لب داشته باشید.
21_حاات بگیرید.حالت کسانی که موفق مصمم پر تلاش و با اعتماد به نفس هستند.لخت و کشیده راه نروید و پاها را بر زمین نکشید و قوز نکنیدو...
22_تنفس عمیق را تجربه کنید .تمامی افراد افسرده تنفس سطحی دارند.با باز دم های عمیق که که پیامد دم های عمیق هستند:احساس انبساط عضلانی و آرامش میکنید.
۲۳- بر خود مسلط باشید.
۲۴- ارتباط با خدا و نیروی توکل.
۲۵- کمک به دیگران.
۲۶- خود را به دیگران وابسته نکنید.
۲۷- خوشحالی یعنی احساس خوب در مورد خود داشتن.
۲۸- دگرگون شوید.
۲۹- همیشه نیمی از مردم با افکار شما مخالفند.
۳۰- سعی نکنید همه را از خود راضی نگه دارید.
۳۱-برای خود ارزش و احترام قائل باشید.
۳۲- از بحث کردن جدا پرهیز کنید.
۳۳- به دیگران عشق بورزید.
۳۴- همه را ببخشید.
۳۵- کسی را تحقیر نکنید.
۳۶- برای قدرتمند شدن یکدیگر را تحسین کنید.
۳۷- از خوبی دیگران قدردانی و تشکر کنید.
۳۸-در همه حال شکرگذار باشید.
۳۹-درباره اعتماد به نفس فکر کنید.
۴۰- تکرار وتلقین را جدی بگیرید.
۴۱- درفرهنگ لغات خود شکست را تجربه معنی کنید.
۴۲- مسئولیت پذیر باشید.
۴۳- عذر تراشی نکنید.
۴۴- درتصمیمهای خود تاخیر نیاندازید.
۴۵- کتابهای الهام بخش بخوانید.
۴۶- رهبر باشید.
۴۷-مانندآدمهای متشخص عمل کنید.
۴۸- لباس خود و فرزند خودرا تغییر دهید.
۴۹- به دیگران احترام بگذارید.
۵۰- دوستان خود را تغییردهید.
۵۱- باز یچه نشوید.
۵۲- قاطعانه "نه" بگویید.
۵۳- نظر خود را اعلام کنید.
۵۴- احساسات خود را ابراز کنید.
۵۵- انتظارات و خواسته های خود را بطور واضح بگویید.
۵۶- در ردیفهای جلو بنشینید.
۵۷- به چشمهای مخاطب خود به نرمی نگاه کنید.
۵۸- سرعت راه رفتن خود را 25% افزایش دهید.
۵۹- فراوان گوش کنید وزیاد حرف نزنید.
۶۰- تبریک وتسلیت بگوئید.هدیه بدهید.
۶۱- هدیه را بپذیرید.
۶۲- حمایت خانواده را برانگیزید.
۶۳- برای اعتماد به نفس زمان بگذارید.
۶۴- ازخدا هدایت بطلبید.
