X
تبلیغات
زندگی جدید با ترک یک عادت - جملات زیبا و الهام بخش

سلام...

یه سلام گرم صمیمی به همه دوستان.واقعا منو به خاطراین تاخیر دو-سه ماهه ببخشین.به خاطر یه امری سرم شلوغ بود و نتونستم زودتر بیام .ولی  فکرم به دوستان  عزیز وبلاگیم بود.از حالا هم سعی میکنم دیگه از این تاخیرای طولانی نداشته باشم.برای شروع مجدد یه داستان قشنگ هست که اونو از کتاب "دنیا را داستان ها ساخته اند نه اتم ها" انتخاب کردم و تقدیم همه دوستان میکنم.

 


رد پا

شبی خواب دیدم که کنار ساحل همراه با خدای خود قدم میزنم.بر پهنه تاریک آسمان صحنه هایی از زندگیم را می دیدم.در هر کدام از صحنه ها دو جفت رد پا بر روی شن دیده می شد.یکی متعلق به من و دیگری به خدا.

وقتی تمام قسمتها را دیدم و با دقت نگاه کردم، متوجه شدم که در بعضی از قسمتها فقط یک جفت رد پا دیده می شد.کمی که تامل کردم  متوجه شدم که این قسمتها سخت ترین و بد ترین لحظات زندگیم بوده است.

از خدای خود پرسیدم:خدایا تو گفتی که در همه احوال همراه و همدم من خواهی بود و هرگز مرا ترک نخواهی کرد ،اما در سخت ترین لحظات زندگیم آنگاه که تو را بیش از هر لحظه ای نیاز داشتم ،یک جفت رد پا بیشتر نمی بینم! چرا مرا تنها گذاشتی؟

خداوند به آرامی پاسخ داد: من همیشه تو را دوست داشته و دارم و هرگز تو را تنها نخواهم گذاشت.آنگاه که فقط یه جفت رد پا دیدی ،آن زمانی بود که من تو را بر دوش داشتم .....

+ نوشته شده توسط مرگ هوس در یکشنبه بیست و ششم تیر 1390 و ساعت |

این مطلب رو از جایی خوندم.به نظرم که خیلی جالب و قابل تامله.امیدوارم که قدر وقتمونو بیشتر بدونیم.

بانک زمان

 

تصور کنید بانکی دارید که در آن هر روز صبح ۸۶۴۰۰ تومان به حساب شما واریز میشود و تا آخر شب فرصت دارید تا همه پولها را خرج کنید. چون آخر وقت حساب خود به خود خالی میشود.  در این صورت شما چه خواهید کرد؟  هر کدام از ما یک چنین بانکی داریم: بانک زمان.  هر روز صبح، در بانک زمان شما ۸۶۴۰۰ ثانیه اعتبار ریخته میشود و آخر شب این اعتبار به پایان میرسد.  هیچ برگشتی نیست و هیچ مقداری از این زمان به فردا اضافه نمیشود.

 

ارزش یک سال را دانش‏آموزی که مردود شده، میداند.
ارزش یک ماه را مادری که فرزندی نارس به‏دنیا آورده، میداند.
ارزش یک هفته را سردبیر یک هفته‏نامه میداند.
ارزش یک ساعت را عاشقی که انتظار معشوق را میکشد،
ارزش یک دقیقه را شخصی که از قطار جا مانده،
و ارزش یک ثانیه را آنکه از تصادفی مرگبار جان به در برده، میداند.


 

هر لحظه گنج بزرگی است، گنجتان را مفت از دست ندهید.
باز به خاطر بیاورید که زمان به خاطر هیچکس منتظر نمیماند.


 

دیروز به تاریخ پیوست.
فردا معما است.
و امروز هدیه است.

 

منبع: http://www.sanephysics.blogfa.com

 پ ن:

ارزش یک لحظه را آن شخصی که روزها و هفته ها ترک کرده و در یک لحظه و با یک اشتباه ترکش خراب شده نیز میداند!!!!!!!

 

+ نوشته شده توسط مرگ هوس در دوشنبه یازدهم بهمن 1389 و ساعت |
اگر بخواهیم كمی و فقط كمی  از زندگی لذت ببریم و نگاهمان را كمی بهتر كنیم ، می بینیم  که بسیاری از لذت ها نه وقت زیادی می‌خواهد و نه پول زیادی. پس منتظر تغییرات زیاد در یک روزی ،كه معلوم نیست چه موقع باشد، نباشیم ... در کوچکترین اتفاقات عظیم ترین تجارب بشر نهفته است . باور کنید ...
 
 زندگی را تو بساز ، نه بدان ساز که سازند و پذیری بی حرف.
 
1- گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.
2 -سعی كنیم بیشتر بخندیم.
3- تلاش كنیم كمتر گله كنیم.
4 - با تلفن كردن به یك دوست قدیمی، او را غافلگیر كنیم.
5 -گاهی هدیه‌هایی كه گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا كنیم.
 
بقیه در ادامه مطلب.....
 

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مرگ هوس در شنبه بیست و دوم آبان 1389 و ساعت |
سلام.

یه دوستی یه جمله ای می گفت که به نظرم خیلی درست و مهم هست.

جمله این بود:

 

"سه چیز را همیشه زیر پا بگذارتا پیش خدا و بنده خدا با عزت باشی ،

غرور ، شهوت ،بخل."

 

 

 

+ نوشته شده توسط مرگ هوس در یکشنبه شانزدهم آبان 1389 و ساعت |

 

چند جمله الهام بخش و انرژي زا از آنتوني رابينز ...

 

1 - به مردم بیش از آنچه انتظار دارند بدهید و این کار را با شادمانی انجام دهید  .

 ۲-  با مرد یا زنی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. برای اینکه وقتی پیرتر می شوید ، مهارتهای مکالمه ای مثل دیگر مهارتها خیلی مهم میشوند .

3-همه ی آنچه را که می شنوید باور نکنید، همه ی آنچه را که دارید خرج نکنید و  همانقدر که میخواهید نخوابید . 

4- وقتی می گویید "دوستت دارم" منظورتان همین باشد .

 ۵- وقتی می گویید  "متاسفم"  به چشمان شخص مقابل نگاه کنید .


6 -قبل از اینکه ازدواج کنید حداقل شش ماه نامزد باشید  .

 7 - به عشق در اولین نگاه باور داشته باشید  .

8 - هیچوقت به رویاهای کسی نخندید . مردمی که رؤیا ندارند هیچ چیز ندارند    .

9- عمیقاً و بااحساس عشق بورزید . ممکن است آسیب ببینید ولی این تنها راهی است که به طور کامل زندگی می کنید .

10- در اختلافات منصفانه بجنگید و از کسی هم نام نبرید . 

 ۱۱- مردم را از طریق خویشاوندانشان داوری نکنید .

 12 -  آرام صحبت کنید ولی سریع فکر کنید  .


13-   وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که نمی خواهید پاسخ دهید ، لبخندی بزنید و بگویید:

چرا میخواهی این را بدانی؟"

14 -به خاطر داشته باشید که عشق بزرگ و موفقیتهای بزرگ مستلزم ریسک های بزرگ هستند . 

۱۵- وقتی کسی عطسه می کند به او بگویید "عافیت باشد "   .       

16- وقتی چیزی را از دست می دهید ، درس گرفتن از آن را از دست ندهید . 

17 - این سه نکته را به یاد داشته باشید : احترام به خود ، احترام به دیگران و مسئولیت همه کارهایتان را پذیرفتن .

18  - اجازه ندهید یک اختلاف کوچک به دوستی بزرگتان صدمه بزند  .

19 -  وقتی متوجه می شوید که که اشتباهی مرتکب شده اید ، فوراً برای اصلاح آن اقدام کنید   .

20 -  وقتی تلفن را بر می دارید لبخند بزنید ، کسی که تلفن کرده آن را درصدای شما می شنود  .

  ۲۱- زمانی را برای تنها بودن اختصاص دهید  .

۲۲- یک دوست واقعی کسی است که دست شما را بگیرد و قلب شما را لمس کند.

 ..........

 

+ نوشته شده توسط مرگ هوس در دوشنبه پنجم مهر 1389 و ساعت |

 

سلام.

همیشه یادمون باشه که در هر مرحله از ترک کردن که هستیم هیچ وقت ناامید نباشیم.

اگه تازه فهمیدیم که کاری که میکردیم گناه بوده ،ویا اگه توی مسیر ترک کردن چند باری با شکست مواجه شدیم ،ویا اینکه برای یه مدتی ترک کردیم و ترکمونو شکستیم و.... ، باز هم نباید ناامید بشیم.خداهمیشه منتظربازگشتمون هست و شیطان هم منتظر ناامید شدنمون هست. گناه ناامیدی خیلی کمتر از گناه خود... نیست.تا وقتی در توبه و جبران کردن باز هست ناامیدی و افسردگی چرا؟البته باید واقعا از کارمون پشیمان باشیم و در فکر جبران اشتباه باشیم.

داستان زیر رو بخونید.......

 

به روايت افسانه‌ها روزي شيطان همه جا جار زد كه قصد دارد از كار خود دست بكشد و وسايلش را با تخفيف مناسب به فروش بگذارد.
او ابزارهاي خود را به شكل چشمگيري به نمايش گذاشت. اين وسايل شامل خودپرستي، شهوت، نفرت، خشم، آز، حسادت، قدرت‌طلبي و ديگر شرارت‌ها بود.
ولي در ميان آنها يكي كه بسيار كهنه و مستعمل به نظر مي‌رسيد، بهاي گراني داشت و شيطان حاضر نبود آن را ارزان بفروشد.

كسي از او پرسيد: اين وسيله چيست؟

شيطان پاسخ داد: اين نوميدي و افسردگي است.

آن مرد با حيرت گفت: چرا اين قدر گران است؟

شيطان با همان لبخند مرموزش پاسخ داد: چون اين مؤثرترين وسيله من است. هرگاه ساير ابزارم بي‌اثر مي‌شوند، فقط با اين وسيله مي‌توانم در قلب انسان‌ها رخنه كنم و كاري را به انجام برسانم. اگر فقط موفق شوم كسي را به احساس نوميدي، دلسردي و اندوه وا دارم، مي‌توانم با او هر آنچه مي‌خواهم بكنم..
من اين وسيله را در مورد تمامي انسان‌ها به كار برده‌ام. به همين دليل اين قدر كهنه است....


خلاصه هیچ وقت ناامید نشیم.

 

 

+ نوشته شده توسط مرگ هوس در شنبه دوم مرداد 1389 و ساعت |

ملاصدرا می گوید:

خداوند بی نهایت است و لامکان و بی زمان

اما به قدر فهم تو کوچک می شود

و به قدر نیاز تو فرود می آید

و به قدر آرزوی تو گسترده می شود

و به قدر ایمان تو کارگشا می شود.

یتیمان را پدر می شود و مادر

محتاجان برادری را برادر می شود

عقیمان را طفل می شود

ناامیدان را امید می شود

گمگشتگان را راه می شود

در تاریکی ماندگان را نور می شود

رزمندگان را شمشیر می شود

پیران را عصا می شود

محتاجان به عشق را عشق می شود

خداوند همه چیز می شود همه کس را...

به شرط اعتقاد

به شرط پاکی دل

به شرط طهارت روح

به شرط پرهیز از معامله با ابلیس

بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا

و مغزهایتان را از هر اندیشه خلاف

و زبان هایتان را از هر گفتار ناپاک

و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار

و بپرهیزید از ناجوانمردی ها، ناراستی ها، نامردمی ها ...

چنین کنید تا ببینید چگونه بر سفره شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند

در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان می کند و در کوچه های خلوت شب با شما آواز

می خواند.

مگر از زندگی چه می خواهید که در خدایی خدا یافت نمی شود، که به شیطان پناه میبرید؟؟؟

قلبهایتان را از حقارت کینه تهی کنیدو با عظمت عشق پر کنید.

زیرا که عشق چون عقاب است بالا میپرد و دور...بی اعتنا به حقیران در روح.

کینه چون لاشخور و کرکس است.کوتاه میپرد و سنگین.جز مردار به هیچ چیز نمی اندیشد.

برای عاشق ، ناب ترین، شور است و زندگی ونشاط . برای لاشخور ،خوبترین ،جسدی است متلاشی.

...

+ نوشته شده توسط مرگ هوس در چهارشنبه نهم تیر 1389 و ساعت |
 
سلام.مدت زیادیه که آپ نکردم.درگیرکاروبارو...بودم.خداروشکرتونستم یه شغلی پیداکنم.
فعلا با این شعرشروع میکنم.شعرجالب وکاربردی ای هست از ایرج میرزا به نام پند پدر.
 
 
پند پدر
 
زین گفته سعادت تو جویم       **     پس یاد بگیر هرچه گویم

 می باش به عمر خود سحر خیز    **      وز خواب سحرگهان بپرهیز

     با مادر خویش مهربان باش       **  آماده ی خدمتش به جان باش

    با چشم ادب نگر پدر را       **   از گفته ی او مپیچ سر را

 چون این دو شوند از تو خرسند   **      خرسند شود ز تو خداوند

    چون با ادب و تمیز باشی       ** پیش همه کس عزیز باشی

می کوش که هرچه گوید استاد    **    گیری همه را به چابکی یاد

     ز نهار مگو سخن به جز راست      **   هر چند تو را در آن ضرر هاست

   هر شب که روی به جامه ی خواب  **      کن نیک تاّمل اندر این باب

                 کان روز به علمِ تو چه افزود    **    وز کرده ی خود چه بُرده ای سود

           روزی که در آن نکرده ای کار       **      آن روز ز عمر خویش مشمار

«ایرج میرزا»

+ نوشته شده توسط مرگ هوس در شنبه پانزدهم خرداد 1389 و ساعت |

و خدایی که در این نزدیکیست

کودک نجوا کرد:خدیا با من صحبت کن! ویک چکاوک در چمنزار آواز خواند ولی کودک نشنید.

کودک فریاد زد:خدایا با من صحبت کن! وآذرخش در آسمان غرید ولی کودک متوجه نشد.

کودک فریاد زد: خدایا یک معجزه به من نشان بده! و یک زندگی متولد شد ولی کودک نفهمید.

کودک در ناامیدی گریه کرد وگفت:خدایا مرا لمس کن وبگذار تو را بشناسم،پس خدا نزد کودک آمد و او را لمس کرد ولی کودک بالهای پروانه را شکست ودر حالیکه خدا را درک نکرده بود از آنجا دور شد.

 

 

پس کی میتوان او را درک کرد،فهمید ودر آغوشش دمی را به آرامی سپری کرد؟

خدایا کمک کن  بتونیم  تو رو بهتر حس کنیم،کمک کن حکمت اتفاق هایی که  برامون میوفته رو بفهمیم،کمک کن بتونیم راه درست رو از غلط تشخیص بدیم ، کمک کن راههای درستی رو که با حکمت سر راهمون میذاری تشخیص بدیم(هر چند شاید ظاهر اون اتفاق خوب نباشه ولی اون اتفاق به خیر و صلاح مون باشه)، ای خدای مهربون  حتی یه لحظه هم ما رو به حال خومون  رها نکن...

 

 

 

+ نوشته شده توسط مرگ هوس در شنبه سوم بهمن 1388 و ساعت |

روزي روزگاري يك هيزم شكن خيلي قوي براي كار سراغ يك تاجر الوار رفت تاجر او را استخدام كرد. و دست‌مزد خوبي برايش تعيين كرد و همچنين شرايط كاري بسيار خوب بود. بنابراين هيزم شكن ما تصميم گرفت كارش را به نحو احسن انجام دهد، تا محبت صاحب كار خود را جلب كند. رئيس جديد به او يك تبر داد و محل كارش را نشان داد. روز اول هيزم شكن 18 درخت را قطع كرد. رئيسش به او تبريك گفت و از او خواست به همين روش به كار خود ادامه دهد. تاجر بسيار هيجان زده بود تا ببيند روز بعد هيزم شكن چند درخت قطع مي كند. اما روز بعد او توانست فقط 15 درخت را بيندازد.  روز بعد هيزم شكن تلاش خود را بيشتر كرد. ولي فقط 10 درخت قطع كرد. هر روز با همه تلاشي كه مي كرد تعداد كمتري درخت مي‌توانست قطع كند. هيزم شكن با خود فكر كرد من بايد قدرت خود را از دست داده باشم. بنابراين پيش رئيس خود رفت و از او معذرت خواهي كرد. و گفت نمي دانم چه اتفاقي افتاده است كه هر روز توانايي من در قطع درختان كمتر مي‌شود.

تاجر در جواب پاسخ داد: « آخرين باري كه تبر خود را تيز كردي كي بود؟ »

هيزم شكن پاسخ داد: تيز كردن؟ من وقتي براي تيز كردن تبر نداشتم چون خيلي مشغول ...

در اين لحظه هيزم شكن به فكر فرو رفت و در كمال شرمندگي به اشتباه خود پي برد.

آيا شما هم تبر زندگي خود را تيز مي‌كنيد؟ آيا اطلاعات خود را به روز مي‌كنيد؟ آيا زماني را براي انديشيدن و بررسي آنچه انجام داده‌ايد مي‌گذاريد؟ آيا  نتايج كارهاي خود را تجزيه و تحليل مي‌كنيد؟ آيا بدنبال راهي موثرتر براي مشكلات فعلي هستيد؟؟

منبع:مشاوره و راهنمایی

+ نوشته شده توسط مرگ هوس در سه شنبه نوزدهم آبان 1388 و ساعت |

پند لقمان حکیم به فرزند

ای جان فرزند، هزار حکمت آموختم که از آن ،چهارصدحکمت انتخاب کردم و ازآن چهارصد ،هشت کلمه برگزیدم که جامع کمالات است:

      دوچیز را هرگز فراموش نکن:  

    1.خدا را        2.مرگ را

 

دو چیز را همیشه فراموش کن:  

     ۱.به کسی خوبی کردی          2.کسی به تو بدی کرد

 

واما چهار کلمه دیگر:

به مجلسی واردشدی زبان نگه دار.

به سفره ای وارد شدی شکم نگه دار.

به خانه ای وارد شدی چشم نگه دار.

به نماز ایستادی دل نگه دار.

 

 

+ نوشته شده توسط مرگ هوس در جمعه هفدهم مهر 1388 و ساعت |
بیا تا مونس هم، یار هم،غمخوار هم باشیم 

 

بیا تا مونس هم ، یار هم ، غمخوار هم باشیم
انیس جان هم ، فرسوده و بیمار هم باشیم

شب آید ، شمع هم گردیم و بهر یکدگر سوزیم
شود چون روز ، دست و پای هم ، در کار هم باشیم

دوای هم ، شفای هم ، برای هم ، فدای هم
دل هم ، جان هم ، جانان هم ، دلدار هم باشیم

بهم یک تن شویم و یک دل و یکرنگ و یک پیشه
سری در کار هم آریم و دوشِ بارِ هم باشیم

جدایی را نباشد زَهره ای تا در میان آید
بهم آریم سَر ،  بر گِرد هم ، پَرگار هم باشیم

حیات یکدگر باشیم و بهر یکدگر میریم
گهی خندان زِهم ، گه خسته و افگار هم باشیم

به وقت هوشیاری عقل کُل گردیم  بهر هم
چو وقتی مستی آید ، ساغرِ سرشارِ هم باشیم

شویم از نغمه سازی عندلیبِ غم سُرای هم
به رنگ و بوی یکدیگر ، گل گلزار هم باشیم

به جمیعت پناه آریم از بادِ پریشانی
اگر غفلت کند آهنگِ ما ، هشیار هم باشیم

برای دیده بانی خواب را  بَر خویشتن بندیم
زِ بهر پاسبانی ، دیده بیدار هم باشیم

جمال یکدگر گردیم و عیب یکدگر پوشیم
قَبا و جُبّه و پیراهن و دَستارِ هم باشیم

غم هم ، شادی هم ، دین هم ، دنیای هم گردیم
بلای یکدگر را چاره و ناچار هم باشیم

بلاگردان هم گردیده ، گِردِ یکدگر گردیم
شده قربان هم از جان و مِنّت دار هم باشیم

یکی گردیم در گفتار و در کردار و در رفتار
زبان و دست و پا ، یک کرده ، خدمتکار هم باشیم

نمی بینم بجز تو همدمی ای "فیض" در عالم
بیا دمساز هم ، گنجینه اسرار هم باشیم

از عارف بزرگوار "فیض کاشانی"

 
  

حکایت
یکی پر طمع پیش خوارزمشاه شنیدم که شد بامدادی پگاه
چو دیدش به خدمت دوتاگشت وراست      دگر روی بر خاک مالید و خاست
پسر گفتش ای بابک نامجوی یکی مشکلت می‌بپرسم بگوی
نگفتی که قبله‌ست راه حجاز چرا کردی امروز از این سو نماز؟
مبر طاعت نفس شهوت پرست که هر ساعتش قبله‌ی دیگرست
قناعت سرافرازد ای مرد هوش سر پر طمع بر نیاید ز دوش
طمع آبروی توقر بریخت برای دو جو دامنی در بریخت
چو سیراب خواهی شدن ز آب جوی چرا ریزی از بهر برف آبروی؟
مگر از تنعم شکیبا شوی وگرنه ضرورت به درها شوی
برو خواجه کوتاه کن دست آز چه می‌بایدت ز آستین دراز؟
کسی را که درج طمع درنوشت نباید به کس عبد و خادم نبشت
توقع براند ز هر مجلست بران از خودش تا نراند کست
 
بوستان سعدی
+ نوشته شده توسط مرگ هوس در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388 و ساعت |

 

الهی!         

   بنده جرم کرد...خسته دل و آلوده دامن شد...

             منادی کَرَم تو آواز داد که نصیب معیوبان با من شد...

                           رحمت سبقت گرفت و فضل و کرمت ضامن شد...

 

*هزاران راه به خوشبختي منتهي ميشود ، اگر يکي از آنها مسدود شد راه ديگري را انتخاب کنيد. يورسن

*هر انديشه شايسته اي ، به چهره انسان زيبايي مي بخشد. راسکين

* موفقيت ،جاده اي است که هر کس خودش بايد آن را هموار سازد. بندلر

*اگر سخن چون نقره است ، خاموشي چون زر پر بهاست. لقمان حکيم

*اگر در مورد هدفي که داريد سماجت کنيد ، حتما به آن خواهيد رسيد. رحمت نژاد

*اگر ميخواهي هستي را بشناسي ، خود را بشناس. سقراط

*يا چنان باش که هستي ، يا چنان باش که مينمايي. بسطامي

*آنچه انجام ميدهم ، هستي مرا تعيين ميکند. دير

*هدف ها ، روياهايي هستند که بايد در زمان معيني عمل شوند. رابين 

*تمام فضيلت ها در فکر ماست ، پس بکوشيم تا خوب فکر کنيم. پاسکال

*بلند نظر باشيد و هدف هاي بزرگ تعيين کنيد. ميکل آنژ

*آرامش و اطمينان ، بهترين موفقيت است. اوستن

*اميد و آرزو ، رحمتي است براي پيروان من. حضرت محمد (ص)

*فهميدن هميشه بهتر از آموختن است. گوستاولوبون 

*تحمل و بردباري ، بالاترين جرات و جسارت است. پاستور

*همان گونه که با من هستي ، با تو خواهم بود. هوگو

*دريا به مرداب نميريزد و اگر ريخت دريا نيست ، مرداب است. ابراهيمي

*مرد بزرگ از آنچه نميداند سخن نميگويد. کنفوسيوس

*چرا در جستجوي محبت هستيد ، خود خالق محبت باشيد. بهزاد

*فضيلت انسان در نگه داشتن حد وسط ميان افراط و تفريط است. ارسطو

*نبوغ را مي توان به عبارت ديگر ، پشتکار و بردباري و شکيبايي گفت. بوفن

*دشمنان خود را با دوست کردن آن ها از ميان برداريد. اپيکتوس

*وظيفه حال را نبايد به آينده واگذار کرد ، هر چند در آينده بهتر و بزرگتر باشد. ارنست تاويل

*مال از بهر آسايش عمر است نه عمر از بهر گرد کردن مال. سعدي شيرازي ( عليه الرحمه)

*اخلاق سرمايه است ، اخلاق بهترين و عاليترين دارايي ماست. ساموئل اسمايلز 

*شناختن وظيفه کار مشکلي نيست ولي ، انجام وظيفه مشکل است. لرد آويبوري

*فقط به پيروزي فکر نکن ، به  راه رسيدن به آن فکر کن. نوبل

*نخستين پايه ايمان بردباري است. حضرت علي (ع)

*براي آن کس که ايمان دارد ، نا ممکن وجود ندارد. رابينز

* اميد براي بشر ، مانند بال براي پرندگان است. هوگو

*تغيير ، يعني به دست آوردن چيزي جديد. جانسون

*وقتي که ميبخشيد ، دريافت ميکنيد. چوپرا

*انسان لجوج اولين ضربه را به خود ميزند.

 

*وقتي پايت خواب مي رود نمي تواني درست راه بروي لنگ مي زني!وقتي قلبت خواب مي رودنمي تواني درست فكر كني.

*كودكي نكردم تا زودتر بزرگ شوم و زمان چه دير مي گذشت! امروز، سال ها آنچنان زود مي گذرند كه تمام زندگي برايم... بچه بازي مي نمايد!!!

 

الهی توشه مرا در زندگی پرهيز گاری به درگاه خود قرار ده و کوچ مرا حرکت به سوی رحمت خويش معين فرما..وباب خشنودی خود به روی من بگشای..و نيرويی عطا فرما تا از سر اشتياق آنچه مايه خشنودی تست بر دوش کشم...و گريز گاهم را به درگاه خودت قرار ده..

 

+ نوشته شده توسط مرگ هوس در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 و ساعت |
  
۱ـ با مردم آنچنان معاشرت كنید كه اگر بمیرید بر مرك شما اشك ریزندو اگر زنده بمانید به شما عشق ورزند.


۲ـ چون دنيا به كسي روي آورد نيكي هاي ديگران را بدو به عاريت سپارد و چون .بدو پشت نمايد خوبيهاي او را بربايد.

 ۳ـ اگر بر دشمنت دست يافتي بخشيدن او را سپاس دست يا فتن بر وي ساز.

 ۴ـ هر كه همراه آرزوي خويش تازد مرگش به سر دراندازد.

 ۵ـ آنكه كرده و عمل وي او را به جايي نرساند نسب او وي را پيش نراند.

۶ـ برترين پارسايي نهفتن پارسايي است .

۷ـ  با درد خود بساز چندان كه با تو بسازد .

۸ـ شريف ترين بي نيازي وا نهادن آرزوهاست .

 ۹ـ آنكه آرزو را دراز كرد كردار را نابساز كرد.

 ۱۰ـ قناعت مالي است كه پايان نيابد.

۱۱ـ شكيبايي دو گونه است شكيبايي بر آنچه خوش نمي شماري و شكيبايي از آنچه

 دوست مي داري.

۱۲ـ جدال تدبير را ويران مي كند .

 ۱۳ـ آنكه به نوايي رسيد خود را از ديگران برتر ديد.

۱۴ـ در دگرگوني روزگار گوهر مردان پديدار است.


 ۱۵ـ خودپسندي آدمي يكي از حسودان خود اوست .

 ۱۶ـ جوانمردي مهرآورتر از خويشاوندي است .

۱۷ـ  وفا با بي وفايان بي وفايي است با خدا و بي وفايي با بي وفا وفا بود نزد خدا .

 ۱۸ـ  حسد چون كم بود تن درست و بي غم بود .

۱۹ـ هر گاه خدا بنده اي را خوار كرد او را از آموختن علم بركنار كرد .

۲۰ـ در فتنه ها همچون شتر كم سن و سال باش!نه پشتى كه سوار شوندو نه پستانى كه بدوشند.

۲۱ـ هر كس «طمع »در درون داشته باشد خود را حقیر كرده.و كسیكه ناراحتیهایش را فاش كند بذلت خویش راضى شده.و كسى كه زبانش رابر خود امیر كند شخصیت خود را پایمال كرده است.

۲۲ـ «بخل »ننك است و«ترس »نقصان،و«فقر»شخص زیرك را از بیان دلیلش گنك مى سازد.و شخصى كه فقیر است در شهرش نیز غریب است«ناتوانى »آفت است.و«شكیبائى »شجاعت.و«زهد»ثروت و«تقوى »سپر و بهترین همنشین، «رضایت »و خشنودى است.

۲۳ـ تعجب كنید از این انسان كه با یك قطعه پى میبیند،با قطعه گوشتى سخن مى گوید.و با استخوانى مى شنود،و از شكافى نفس مى كشد!!(و این كارهاى بزرك و حیاتى را با این وسائل كوچك انجام میدهد).

۲۴ـ هنگامى كه بر دشمنت پیروز شدى عفو را شكرانه این پیروزى قرارده!

۲۵ـ هر كس را در مال خود دو شريك است وارث و حوادث .

۲۶ـ ستودن بيش از سزا چاپلوسي كردن است و كمتر از آنچه بايد، درماندگي است ورشک بردن.

و........

 

+ نوشته شده توسط مرگ هوس در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت |

سلام به دوستان خوب خودم .

بعضی وقتها شده که یه جمله یا شعری رو از یه نفر شنیدیم که خیلی رومون اثر گذاشته.به خاطر همین گفتم تو این قسمت هر جمله ی با حال و قشنگی  رو که شنیددیم ، بنویسیم.باز هم ازتون می خوام اگه شعر یاجمله یا حدیث جالب دارین که حتما دارین، بفرستین تا جملات زیر کامل بشه .البته شاید بعضی از شما ها بگین به جای اینها  ،برو سر اصل مطلب که در مورد ترک هست. حرف شما درست ولی چه قدر از مضرات و عوارضش بگیم . همه ما عوارضشو میدونیم و دوست داریم هم ترک کنیم .و میدونیم که ترک هم آسون نیست.ولی ترک اراده و روحیه هم می خواد. خلاصه به نظر من این جملات و نیز کتابهایی رو که برای دانلود گذاشتم اثر خوبی میتونه در شناخت بهتر و افزایش اعتماد به نفس و روحیه خودمون بگذاره .خب فعلا بریم سر جملات قشنگ و روحیه سازمون.

اولیش رو با حافظ شروع میکنم :

*من نگویم که کنون با که نشین و چه بگوی          که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی .

 

*ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی       تا راهرو نباشی کی راهبر شوی.

خواب و خورت ز مرتبه خویش دور کرد        آنگه رسی به خویش که بی خواب و خور شوی .

 

*تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف           مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی .

 

*ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جوی        من نگوییم چه کن ار اهل دلی خود تو بگوی

 

*آنچه هستی هدیه خداوند است به تو و آنچه می شوی هدیه تو است به خدا پس بی نظیر باش.

 

*به کسی عشق بورز که لایق عشق باشد نه تشنه عشق.تشنه عشق روزی سیراب خواهد شد.

 

*یادت باشه دنیا گرده.هر وقت احساس کردی به آخر رسیدی شاید در نقطه شروع باشی.

 

*در طوفان زندگی نا خدا بودن هنر نیست . با خدا بودن هنر است.

 

*فضای ذهنی ما به هر شکلی که باشد دنیا را نیزهمان گونه خواهیم دید .

 

*فرصتها همچو پارای ابردر گذرند .و از دست دادن فرصت ها غم می آورد (حضرت علی ع ) .

 

*یاد بگیریم تا خوب ببینیم و خوب ببینیم تا یاد بگیریم.

 

*جسورانه به شیری که بر سر راهم قرار گرفته می تازم و می بینم که سگ کوچک خرمایی رنگ و مهربانی بیش نیست.فلورانس اسکاول سین.

 

*امرو زهمان فردایی است که منتظرش بودی .

 

*یقین نیرومند تر از خوشبینی است .

 

*رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود      رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.

 

*تولد و مرگ دو نقطه اند که خطی پر پیچ و خم به نام زندگی آن دو نقطه را به هم متصل می کند .انیشتین .

 

*خلق را تقلیدشان بر باد داد          ای دو صد لعنت بر این تقلید باد.

 

*همیشه به اندازه آرزو هایتان تلاش کنید و به اندازه تلاشتان آرزو کنید.

 

*صد بار بدی(خودارضایی)کردی و دیدی ثمرش را،نیکی چه بدی داشت که یکبار نکردی.(به قول آقا بابک)

 

*بدترین کلمات در نظرم اینهاست نمی دانم، نمی توانم ،نمی شود، پس با اراده پولادین می توان می توان می توان ترک کرد

 


*بگذار اشکهایت جاری شوند، بگذار گل لبخند بر لبانت بشکفد، اما تسلیم هرگز هرگز .

به یاد آر در تو نیرویی است که نوید واقعیت یافتن رویاهایت را می دهد

حتی آن زمان که بسیار دور می نمایاند

 


*ز كشاكش چو كمانم به كف گوش كشانم * قدر از بام درافتد چو در خانه ببندم

..........................

به سما و به بروجش به هبوط و به عروجش * نفسي همتك بادم نفسي من هلپندم

..........................

نفسي آتش سوزان نفسي سيل گريزان * ز چه اصلم ز چه فصلم به چه بازار خرندم

..........................

نفسي فوق طباقم نفسي شام و عراقم * نفسي غرق فراقم نفسي راز تو رندم

..........................

نفسي همره ماهم نفسي مست الهم * نفسي يوسف چاهم نفسي جمله گزندم

..........................

نفسي ره زن و غولم نفسي تند و ملولم * نفسي زين دو برونم كه بر آن بام بلندم

..........................

بزن اي مطرب قانون هوس ليلي و مجنون * كه من از سلسله جستم و تد هوش بكندم

..........................

چه كسم من چه كسم من كه بسي وسوسه مندم * گه از آن سوي كشندم گه ازين سوي كشندم

..........................

بده آن باده جاني ز خرابات معاني * كه بدان ارزد چاكر كه از آن باده دهندم

..........................

بپران ناطق جان را تو ازين منطق رسمي * كه نمي يابد ميدان بگو حرف سمندم

..........................

به خدا كه نگريزي قدح مهر نريزي * چه شود اي شه خوبان كه كني گوش به پندم

..........................

 


 *ﺑﺴﻴﺎري از ﻣﺮدم ﻣﻲ داﻧﻨﺪ ﻛﻪ در زﻧﺪﮔﻲ ﭼﻪ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻜﻨﻨﺪ وﻟﻲ ﻋﺪة ﻛﻤﻲ ﺑﻪ آﻧﭽﻪ ﻛﻪ‬
                        ‫ﻣﻲ داﻧﻨﺪ واﻗﻌﺎً ﻋﻤﻞ ﻣﻲ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ . داﻧﺴﺘﻦ ﻛﺎﻓﻲ ﻧﻴﺴﺖ ! ﺑﺎﻳﺪ ﻋﻤﻞ ﻛﻨﻴﺪ .

 

*ﻋﻤﻞ ﻛﻠﻴﺪ ﺑﻨﻴﺎدي رﺳﻴﺪن ﺑﻪ ﻫﻤﺔ ﻣﻮﻓﻘﻴﺖ ﻫﺎ اﺳﺖ .‬

 

* آیا خداوند ، برای بنده اش کافی نیست؟

 

و.......

+ نوشته شده توسط مرگ هوس در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387 و ساعت |
I asked God to take away my pain.
• God said, No. It is not for me to take away, but for you to give it up.
• I asked God to make my handicapped child whole.
• God said, No. Her spirit was whole, her body was only temporary.
• I asked God to grant me patience.
• God said, No.
• Patience is a by-product of tribulations; it isn't granted, it is earned.
• I asked God to give me happiness.
• God said, No. I give you blessings. Happiness is up to you.
• I asked God to spare me pain.
• God said, No. Suffering draws you apart from worldly cares and brings you closer to me.
• I asked God to make my spirit grow.
• God said, No.You must grow on your own, but I will prune you to make you fruitful.
• I asked for all things that I might enjoy life.
• God said, No. I will give you life so that you may enjoy all things.
• I ask God to help me LOVE others, as much as he loves me.
دعایی زيبا :
از خدا خواستم عادت های زشت را ترکم بدهد .
خدا فرمود : خودت بايد آنها را رها کنی.
از او خواستم روحم را رشد دهد .
فرمود : نه تو خودت بايد رشد کنی .
من فقط شاخ و برگ اضافی ات را هرس می کنم تا بارور شوی .
از او خواستم لااقل به من صبر عطا کند .
فرمود : صبر حاصل سختی و رنج است .
عطا کردنی نيست ، آموختنی است .
گفتم : مراخوشبخت کن .
فرمود : " نعمت " از من خوشبخت شدن ازتو .
از خدا خواستم کمکم کند همان قدر که او مرا دوست دارد ، من هم ديگران را دوست بدارم .

 ‫

+ نوشته شده توسط مرگ هوس در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386 و ساعت |